شوق پرواز

خرید بک لینک
چند روز دیگه زائر ارباب بی کفنم...

شوق پرواز...

ما را در سایت شوق پرواز دنبال می‌کنید

برچسب: نوشته ای زیبا,نوشته ای برای دوست,نوشته ای برای خدا,نوشته ای برای مادر,نوشته ای زیبا برای دوست,نوشته ای عاشقانه,نوشته ای برای پدر,نوشته ای برای تو,نوشته ای برای دخترم,نوشته ای غمگین, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:39

عید غدیر که می شود، هرجای عالم که باشی، چه وسط جشن و چه غرق شده میان تنهایی ها، دلت در کوچه های بنی هاشم پرسه می زند. کوچه هایی که حضرت امیر هر روز و شب رهگذرش بود... عید غدیرها حال و هوایش با همه عیدها فرق می کند... میان همه جشن ها، ته قلبت غمی نشسته... وقتی خداوند عزوجل مولای ما را امیرالمؤمنین خواند، وقتی پیامبر رحمت گفت من هیچ مزدی از شما نمی خواهم جز محبت به فرزندانم، وقتی همه آمدند تبریک گفتند و مصافحه کردند... همه آمدند از جمله اولی و دومی و سومی... ته قلبم غمناک غسل در دل شب، فرق شکافته، تشت خونی، سر بالای نیزه و اسیری است... جشن و عید است اما مگر می شود می شوق پرواز...

ما را در سایت شوق پرواز دنبال می‌کنید

برچسب: غدیر خم,غدير خم,غدير خم في صحيح البخاري,غدير خم عند الشيعة,غدیر خم در قرآن,غدير خم عند السنة,غدیر خم شعر,غدير خم في كتب السنة,غدیر خم یعنی چه,غدیر خم کجاست, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:39

نمی دانم شب نوزدهم مولایمان را زخم شمشیر زدند یا آن زمان که پهلوی زهرای اطهر را زخمی کردند؟ شمشیر ابن ملجم فرق مولا را خونین کرد یا سیلی مغیره که به صورت دردانه رسول خدا خورد، قلب حضرت امیر را خون کرد؟ ابن ملجم قاتل است یا آن ملعونی که دستور جسارت به خانه فاطمه سلام الله علیها را داد؟ مولا وقتی زخمی شد رستگار شد و بعد از زهرا استخوان در گلو و تیغ در چشم.... هرچه می کنم نمی توانم امشب جز به کوچه بنی هاشم به چیز دیگری فکر کنم مولا را در کوچه های بنی هاشم کشتند... شوق پرواز...

ما را در سایت شوق پرواز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:28

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شداز جادة سهشنبه شب قم شروع شدآیینه خیره شد به من و من به آیینهآن قدر خیره شد که تبسم شروع شدخورشید ذرهبین به تماشای من گرفتآنگاه آتش از دل هیزم شروع شدوقتی نسیم آه من از شیشهها گذشتبیتابی مزارع گندم شروع شدموج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یکدریا دلش گرفت و تلاطم شروع شداز فال دست خود چه بگویم که ماجرااز ربنای رکعت دوم شروع شددر سجده توبه کردم و پایان گرفت کارتا گفتم السلام علیکم ... شروع شد پ.ن: می شود مرا از این قفس آزاد کنی؟؟؟؟ شوق پرواز...

ما را در سایت شوق پرواز دنبال می‌کنید

برچسب: زیارت عاشورا,زیارت آل یاسین,زیارت امین الله,زیارت جامعه کبیره,زیارت وارث,زیارت,زیارت ناحیه مقدسه,زیارت عاشورا سماواتی,زیارت عاشورا با معنی,زیارت جامعه, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:26

دلم می خواهد بیایم و ساکن جمکرانت بشوم

اصلا گدای سرِ جاده جمکرانت بشوم

یک آن دلم برای بودن تو پر کشید مولا

چه می شود مرا از این قفس تنگ رها کنی آقا؟

تو خودت از دلِ زارِ من خبر داری

گدای در به در مثل من چقدر داری.....

پ.ن: نمی شود اسم این نوشته را شعر گذاشت، اما فی البداهه برای تو گفته شد عزیز زهرا...

شوق پرواز...

ما را در سایت شوق پرواز دنبال می‌کنید

برچسب: جمکران,جمکران خرافات,جمکران پخش زنده,جمکران نیمه شعبان,جمکران چیست,جمکران قم,جمکران ایران,جمکران سایت,جمکران شعر,جمکران عکس, نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:25

مرا به سمت خود بخوان، به سمت جاده های دور

مرا به سمت خود ببر، به سمت راه پر ز نور

دلم گرفته زین قفس، مرا رها رها بکن

در این جهان بی کسی، مرا به سمت خود ببر...

پ.ن: فی البداهه دست و پا شکسته...

شوق پرواز...

ما را در سایت شوق پرواز دنبال می‌کنید

برچسب: هوای جمکران,دانلود هوای جمکران کامران قشقایی,دلم هوای جمکران کرده,دلم هوای جمکران دارد,دمای هوای جمکران,اهنگ هوای جمکران,حال و هوای جمکران,اب و هوای جمکران,دانلود آهنگ هوای جمکران,کامران قشقایی هوای جمکران, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:25

آري، سه شنبه شب بود، اولين باري كه مرا به سمت جمكرانت خواندي سه شنبه شب بود... مهرماه سال 1386، من دانشجوي ترم يك بودم. خيلي خيلي آرام و راستش بي دست و پا... باورم نمي شد از بين اين همه دانشجو اسم من هم جزء زائرانت باشد... از بندر عباس تا قم به شوق ديدن جمكران لحظه شماري مي كردم... وقتي رسيديم غروب بود. نماز مغرب را در مجتمعي كه نزديك مسجد جمكران است خوانديم... اولين بار كه آمدم زيارت، اولين بار كه چشم به گنبد فيروزه اي رنگ افتاد، سه شنبه شب بود. از همان اولي كه از خوابگاه خارج شديم و چشمم به گنبد افتاد بغض سنگيني به گلويم نشست. دوستم مداحي " روز جمعه شد و دلبر ن شوق پرواز...

ما را در سایت شوق پرواز دنبال می‌کنید

برچسب: جاده سه شنبه شب قم,از جاده سه شنبه شب قم شروع شد,از جاده سه شنبه شب,از جاده سه شنبه شب قم,جاده ی سه شنبه شب قم, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:23

دل ها چه موجودات زبان نفهمي هستند! دقت كرده ايد؟ مثلا الان ساعت 7:16 دقيقه عصر آن هم وسط هفته، آن هم جايي كه هي مريض ها مي روند و مي آيند چه جاي دلتنگي است!؟ چه جاي يادكردن است!؟ اصلا چه جاي اين است كه اين دل بخواهد تك و تنها برود جمكران، آرام آرام وسط حياط راه برود بعد غروب بشود اذان بگويند و من هيچ صدايي را نشنوم حتي همه صداهايي را كه تا به حال شنيده ام را فراموش كنم و به جايش صداي اذان مسجد را حفظ كنم... بعد بروم توي مسجد، زمين ها خنك باشد و من خنكايش را به قلبم برسانم تا اين قلبِ در به در كه مدت هاست خون شده التيام بگيرد... امام جماعت بگويد الله اكبر و من ه شوق پرواز...

ما را در سایت شوق پرواز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:22

صفحه بندی